هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
209
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مشغول بودند نگاه فراريان ( مشرك ) به سوارانى افتاد كه براى غافلگير ساختن مسلمانانى كه مطمئن از حصول پيروزى پرداختن به غنايم مانع از انديشيدن آنها به پيامبر ( ص ) شده بود روزنهاى يافته بودند فراريان بازگشتند و از هر سوى مسلمانان را به محاصره در آوردند مسلمانان تنها هنگامى متوجه موضوع شدند كه دشمن آنها را احاطه كرده و با ايشان در آميخته بود آنها غافلگير شده بودند و ضربههاى شمشير و نيزه از هر سو بر ايشان باريدن گرفت و آنچنان كارشان دشوار شد كه گاه بىآنكه متوجه باشند همديگر را بقتل مىرساندند على ( ع ) در آن لحظات حساس تنها به پيامبر و سلامت او مىانديشيد بويژه كه مشركان را مىديد كه پس از كسب اين پيروزى ، به سوى او روانند بنابراين به اتفاق گروهى از مسلمانان ، پيامبر را احاطه كرده و از او دفاع كردند و در برابرش به جنگ و ستيز پرداختند و حمزه با شمشير خود به تعبير مورخين مردم را با قدرت تمام ، به يك سو فرا مىافكند ؛ بيشتر ياران پيامبر از گردش پراكنده شدند مشركان از هر سوى بر او يورش آوردند پيامبر از چند جا مجروح گرديد و بيهوش افتاد . « مفيد » در ارشاد خود با اسناد به ابن مسعود ، مىگويد : آنهايى كه همراه پيامبر به مقاومت پرداختند على ، ابو دجانه و سهيل بن حنيف بودند اين سه تن به دور او ايستاده و حملات قريش عليه وى را كه از هوش رفته بود ، خنثى مىكردند وقتى به هوش آمد به على ( ع ) فرمود : مردم چه كردند ؟ گفت پيمانشان را شكستند و پشت كردند . در همان حال كه على در كنار پيامبر ايستاده بود يك گروه از مشركين به سمت پيامبر مىآمد فرمود : اى على اينان را از سر را هم دور ساز على نيز همچون عقاب بر آنان فرود آمد و هركدامشان را به يك سو افكند و تعدادى از آنها را نيز به قتل رساند و در همان حال كه او مشغول دفاع و دفع حملات پياپى عليه رسول اللّه بود گروه ديگرى در يورش خود به پيامبر آنچنان به او نزديك شدند كه اگر على ( ع ) بر آنان نمىتاخت و ايشان را پراكنده نمىكرد به هدف خود ( قتل پيامبر ) نايل مىآمدند . در شرح نهج البلاغه ( ابن ابى الحديد ) به نقل از محمد بن حبيب در « امالى » خود آمده كه هنگامى كه روز « احد » بيشتر ياران پيامبر او را تنها گذاردند و گروههاى مشركان به سوى وى آمدند و دستهاى از بنى كنانه قصد جانش كردند و پس از آن گروه ديگرى از بنى عبد مناة از كنانة كه شامل پنجاه تن جنگجو مىشد به وى نزديك شدند فرمود : اى على اين دستهجات را از سر راه دور ساز ، او ( على ( ع ) ) پياده و آنها